برنامه سمت خدا
حجت الاسلام والمسلمين عالي
دينداري در آخرالزمان
89-06-28
از باغ مي برند چراغاني ات کنند تا کاج جشنهاي زمستاني ات کنند، پوشانده اند صبح تو را ابرهاي تار تنها به اين بهانه که باراني ات کنند، يوسف به اين رها شدن از چاه دل مبند اين بار مي برند که زنداني ات کنند، اي گل گمان مکن به شب جشن مي روي، شايد به خاک مرده اي ارزاني ات کنند، يک نقطه بيش فرق رحيم و رجيم نيست، از نقطه اي بترس که شيطاني ات کنند، آب طلب نکرده هميشه مراد نيست، گاهي بهانه ايست که قرباني ات کنند.
سوال: يک چکيده اي از مباحث هفته ها گذشته بگوييد.
پاسخ: در جلسات گذشته عمده بحثي را که دنبال کرديم در مورد عوامل تضعيف دين و اموري که به دينداري ما آسيب مي رساند، بحث شد. بعضي از اين عوامل دروني است مثل گناهان و هوا و هوسها و حب دنيا و دنيا زدگي و بعضي از عوامل بيروني است. البته بعضي از عوامل هم دروني و هم بيروني است مثل فقر. امروز هم به يکي از آفات بيروني دين مي پردازيم که از مهمترين آفات و آسيب هاي ديني، بحث شيطان است که يکي از خطرناکترين راهزنان و سارقان دين که در قرآن و روايات ما به شدت ما را نسبت به او حساس کرده اند که توجه داشته باشيد به اين دشمن خطرناک قسم خورده اي که به تعبير امام کاظم (ع) اين دشمن دشمنان ديگر را هم عليه ما تحريک مي کند و باعث مي شود همه به سمت ديانت ما نشانه بروند.
سوال: آيا شيطان وجود و حقيقت خارجي دارد يعني آيا موجود است يا يک نماد و سمبل شر است؟
پاسخ: اين نکته مهمي براي شروع بحث است که واقعاً بدانيم که شيطان چه موجودي است؟ بعضي که متاسفانه با معارف ديني آنچنان آشنا نيستند، شيطان را صرفاً يک موجود تخيلي و يا موجود سمبل شرارت مي دانند ولي يک موجود واقعي بيروني نيست و يا سمبل هوا و هوس است.ولي وقتي با قرآن و معارف دين آشنا مي شويم به هيچوجه اينطور نيست و شيطان يک موجود واقعي است، تعبير قرآن در سوره کهف-آيه 50 اينطور است: كان من الجن ففسق عن امر ربه: شيطان موجودي است که از سنخ جن است و ذريه و فرزنداني دارد که در قرآن به آن اشاره شده است: افتتخذونه و ذريته اولياء من دونى (سوره کهف-آيه 50): آيا شيطان و فرزندان او را به عنوان سرپرست و مدير زندگي خودتان قرار مي دهيد. در سوره شعراء-آيه 95 جنود و لشگرياني براي او تصوير شده است: و جنود ابليس اجمعون. نقشه و طرح و برنامه او در قرآن و روايات آمده و راههاي مقابله با او اشاره شده است. تمام اين حساسيت ها با اين طول و تفسير که قرآن و روايات به آن مي پردازند و با لحن هاي مختلف نشان مي دهند که يک موجود واقعي و جدي است که يک زماني از زندگي اش عبادت مي کرده و شيطنت نداشته و در برهه ديگري از زندگي به انحراف کشيده مي شود بر اثر آن آلودگي هاي دروني و ار عالم قدس رانده مي شود و رجيم مي شود و از آن به بعد قسم مي خورد که انسانها را از صراط مستقيم منحرف بکند و باعث دوري آنها از مسير بندگي بشود. اينها مجموعاً نشاندهنده اين است که يک موجود جدي و واقعي است که نقشه اي در اين عالم دارد و با کسي شوخي هم ندارد و خداوند متعال هم بشدت در قرآن تاکيد مي کند که إن الشيطان لكم عدو فاتخذوه عدوا (سوره فاطر-آيه 6): شيطان دشمن است او را دشمن بگيريد. ممکن است دشمني باشد که خيلي با ما کاري ندارد ولي اينکه قرآن با اين تاکيد مي گويد يعني در مقابل او حساس باشيد. به تعبيري که ملاصدرا يک بحث تفسيري اش فرموده تعبير زيبايي است. ايشان مي گويد: شيطان براي حضرت آدم و حوا قسم خورد که مي خواهد نصحيت اشان کند، فريب اشان داد، براي ما که قسم خورده که فريب امان بدهد، ديگر چکار مي کند. چون شيطان در عالم بالا بوده که در روايت امام صادق (ع) است که ملائکه گمان مي کردند که او از خودشان است يعني بر اثر عبادتهاي ممتدي که انجام داده و حضرت اميرالمومنين (ع) در نهج البلاغه به آناشاره کرده است که سالهاي متمادي عبادت خدا را انجام داد، مقامي به او داده شد که در رديف بعضي از ملائکه بود که ملائکه فکر مي کردند از خودشان است. بخاطر آن انحراف که در او ايجاد شد، از بهشت رانده شد. عالم قدس را مي شناسد، ولو اينکه قدسي و مقدس نيست و راههاي انحراف آن را هم خوبمي شناسد. همه بي راهها و راه گمراه کردنها را بلد است و عمر طولاني هم در مقابل عبادتهاي زيادش به او داده شده است. پس موجودي با طرح و برنامه و نقشه جدي است. شيخ محمد زاهد از بزرگان تهران بودند و نمازهاي با حضور قلب و معنويت مي خواندند و زاهد برجسته بودند که حضرت امام راحل نير با ايشان ارتباط داشتند. ايشان با وجود آن حضور قلبي که داشتند، بعضي قسمتهايي که نماز را باطل نمي کند را فراموش مي کردند و بعد از نماز هم که سخنراني مي کردند افراد ديدند که بصورت پراکنده صحبت مي کند و نظم سابق را ندارد و حتي در موقع حرکت در خيابان يکي و دو جا نزديک بود ماشين او را بزند. يکي از دوستان پرسيد آقا دو سه روز است که حواستون سرجايش نيست. گفتند بله که پريشان هستم يک روايت دو سه روز پيش خواندم که آن روايت پريشانم کرده است چون اهل يقين و باور بود، روايات اهل بيت را هم باور داشت. اين روايت اين است که پيغمبر اکرم (ص) به امام علي (ع) فرمودند: يا علي به تعدادي که تو از راههاي هدايت و خوبي بلدي، شيطان هم از راههاي ضلالت و بدي بلد است. حالا من با اين موجودي که به جان من افتاده و استاد گمراه کردن است، من چه کنم و نمي خواهي پريشان باشم. چنين موجودي در عالم فعاليت مي کند و خستگي ناپذير است. کلاً جن خوب و بد دارد و مثل انسان مکلف هستند و به جن هاي شرور شياطين مي گويند که بزرگترين آنها ابليس است که همان شيطان معروف است که آدم و حوا را در بهشت فريفت و باعث رانده شدن آنها شد و خودش هم رانده شد.
سوال: فلسفه وجودي شيطان چيست؟
پاسخ: نکته اي علامه طباطبايي در الميزان دارند که نظام عالم، نظام سلسله وار و زنجيره اي است که اگر يکي از حلقه ها کم شود، کل آن نظام بهم مي خورد و گويي لغو مي شود يعني اين نظام با تمام حلقه هايش معنا پيدا مي کند و ساخته مي شود و از جمله شيطان يعني شيطان که يکي از حلقه هاي اين نظام است، نباشد، اصلاً نظام خلقت لغو مي شود. وقتي اين را مي شنويم عجيب مي ايد. توضيح مطلبي که خود ايشان فرمودند اين است که خداوند متعال عالم را خلق کرد براي اينکه انسان که گل سرسبد عالم آفرينش است، بوجود بيايد و انسان براي اين خلق شد که تکامل و رشد پيدا کند و به اهدافي که خدا انتظار دارد، برسد. تکامل انسان وقتي است که از بين خير و شر و از دو راهي خوب و بد، خوب را انتخاب کند و نه اجباراً در مسير خوبي برود. کارهاي غيراختياري براي انسان رشد نمي آورد. الان فرض کنيد ما تنفس انجام مي دهيم و ضربان قلبمان مي زند، اين باعث رشد ما نمي شود چون در اختيار ما نيست. بنابر اين ارزش کار انسان زماني است از بين خوب و بد، خوب را انتخاب کند. شيطان آن کسي است که شر را درست مي کند و از آنطرف انبياء خير را درست مي کنند، پس دو راه در اين عالم انداختند که اين دو راهي درست شود و انسان از اين دو راهي انتخاب کند. البته همه خير و خوبي را انتخاب نمي کنند. اما در عين حال براي نظام تکاملي انسان لازم است که اين دو راهي باشد. پس فلسفه خلقت شيطان همين است که امتحاني فراهم مي کند و يک دو راهي درست مي کند. اين تعبير قرآن است که ليجعل مايلقي الشيطان فتنه (سوره حج-آيه 53): خدا القائات شيطان را وسيله امتحان قرار داده است پس او مامور الهي است، اگرچه خودش دچار خسارت شده است، اما براي انسان اين زمينه را فراهم مي کند. نظام خلقت که براي تکامل انسان است با وجود شيطان معنا مي دهد که آن دو راهي درست شود. به تعبير مولوي: دو علم افراخت اسپيد و سياه، آن يکي آدم دگر ابليس راه. اين دو تا علم بايد باشدکه انسانها زير يکي از آنها بروند و اظهار وجود کنند و شيطان يکي از آن علمها را بلند کرده است. همين که فلسفه وجودش است، فلسفه بقايش هم هست. اين مهلتي که خدا به او داد، بالاخره انسانها بايد تکامل پيدا کنند و در همه زمانها اين دو راهي بايد باشد. البته جهت ديگرش هم اين است که شيطان از اولش شيطان نبود، بلکه عابدي بود و خداوند او را موجودي خلق کرد که مي توانست خوب باشد يا بد و او بد را انتخاب کرد و رانده شد، ولي براي انسانها در کل نظام احسنت الهي چيزي است که مايه رشد و تکامل باشد.
سوال: راههاي نفوذ شيطان را توضيحاتي بفرماييد.
پاسخ: يکي از مباحث بسيار مهم بحث شيطان شناسي است و شايد گفت هيچ کتاب آسماني مثل قرآن به اينصورت راههاي نفوذ شيطان را بيان نکرده است. اصل کار شيطان وسوسه است و اصلي ترين کار شيطان دعوت به شر و انحراف است که انسان در صراط مستيقيم نرود. همانکه خودش گفت: قال فبما أغويتني لأقعدن لهم صراطك المستقيم: من بر صراط مستقيم مي نشينم و توري پهن مي کنم که آنها را بتوانم خارج کنم و در جاي ديگر قسم خورد که فبعزتك لأغوينهم أجمعين (سوره ص-آيه 82): پس به عزت تو سوگند كه همگى را فريب مي دهم. منتها فريب انسانها توسط شيطان از طريق وسوسه و دعوت است و به زور کسي را به بيراه نمي برد. بعضي افراد آنقدر هواي نفساني در آنها قوي است که شيطان خيلي نياز ندارد براي آن فرد هزينه کند، وگرنه شيطان براي همه تور پهن مي کند منتها براي همه نياز نيست که رئيس وارد عمل شود و اي چه بسا يک فرد ضعيفي را از شياطين را براي وسوسه او مي فرستد. کار شيطان دعوت است و به تعبير ديگر شيطان از ديوار و پنجره وارد نمي شود بلکه در مي زند و آن کسي که در را به روي او باز کندف بر او وارد مي شود. به تعبير ديگر به زور خودش را وارد نمي کند و شيطان يک نقطه ضعف مي بيند و سنخيتي از نظر آلودگي ها مي بيند. مثل ميکروبي که وقتي وارد بدن مي شود که بدن ضعيف شده باشد. يک بدني که بنيه قوي داشته باشد و تمام راههاي ورود ميکروب را سد مي کنند و سالم مي مانند. شيطان که وسوسه و دعوت مي کند که در قرآن اين دو آمده است: الا ان دعوتكم فاستجبتم لي (سوره ابراهيم-آيه 22): من دعوتتان کردم خودتان اجابتم کرديد، چرا مرا ملامت مي کنيد. فلا تلوموني ولوموا انفسكم (سوره ابراهيم-آيه 22): خودتان را ملامت کنيد که من را به خانه اتان راه داديد. شيطان براي اينکه دعوتش مورد پذيرش قرار بگيرد راهها و ترفند دارد. يکي از راههاي ورود وسوسه به جان و دل ما اين است که او مي آيد گناهان و آلودگيها را زينت مي دهد. شيطان باطل را چهره حق مي دهد و زشت را زيبا نشان مي دهد که انسان سراغ آن زشتي برود چون شيطان اين را مي داند که انسانها فطرتاً از زشتي ها بدشان مي آيد، لذا چهره آن را زينت مي دهد و مي پوشاند تا انسان به سمتش برود. مثلاً در بين خودمان اين توجيهات هم نفسمان و هم شيطان القاء مي کند که براي آلودگيها کلاه شرعي مي گذارد. مثلاً از کسي مي خواهد غيبت کند مي گويد غيبت اش نشود. با اين جمله مي خواهد گناهش را سبک کند که بتواند انجام بدهد. يا ابتدا مي خواهد غيبت و يا عيب کسي را بگويد، مي گويد آدم خوبي است من هم دوستش دارم، اما اين عيب را دارد، من به خودش هم گفته ام و يا جلوي خودش هم مي گويم. اينها همه کلاه شرعي است. توجيهات زينت دادن يک گناه و موجه کردن آن است که آدم قانع شود آن را عمل کند. فرض کنيد دختر و پسر نامحرمي هستند و مي خواهند ارتباط با هم داشته باشند، يک کلاه شرعي سر خودش مي گذارند که ما براي آشنايي است تا ببينيم که بدرد هم مي خوريم و ازدواج کنيم، در حاليکه به اينها بگوييد به بزرگترها بگوييد. مي گويندک نه لازم نيست آنها بدانند. اين يک موجه کردن گناه است که شيطان از بيرون و نفس از درون توجيه و تزئين مي کند. يکي ديگر را از راههايي که شيطان انجام مي دهد تحقير گناه است يعني بعضي از گناهان صغيره را مي گوييد اين که چيزي نيست. مثلاً يک فيلم و موسيقي حرام که چيزي است. يک نگاه يا يک دروغ کوچک به کجا برمي خورد. اين تحقير کردن گناه يکي از کارهاي شيطان است که اين پله اول اوست و قطعاً اگر اين پله را برود گناهان بزرگتر را جلوي راه آدم مي آورد. آن ضرب المثل تخم مرغ دزد عاقبت شتردزد مي شود. يکي ديگر از ترفندهاي شيطان که در قرآن اشاره شده است، سياست گام به گام و تدريج و آهسته آهسته نفوذ کردن در دل و جان است. در چند جاي قرآن آمده لا تتبعوا خطوات الشيطان إنه لكم عدو مبين (سوره بقره-آيات 168و 208). خطوه آن گامهاي کوچک و پنهان و آهسته مثل دزد که شب جايي مي رود. در بحارالانوار مجلسي نقل شده است که يک عده اصحاب پيغمبر اکرم (ص) در مجلسي خدمت حضرت آمدند. گفتند يا رسول الله وقتي پيش شما هستيم حس مي کنيم خيلي حال خوش داريم، اصلاً گويي بهشت و جهنم را مي بينيم، ولي از خدمت شما بيرون رفتيم و وارد زندگي معمولي و کار و کاسبي شديم، حالمان دوباره سرجاي اولش برمي گردد و مي ترسيم اين نفاق باشد. پيغمبر (ص) فرمود: نه اين نفاق نيست اين از خطوات شيطان است. اين رد پاي شيطان است که آرام آرام مي آيد تا وقتي در کنار من هستيد در مجلس پيغمبر دست شيطان به آنها نمي رسد. مثل ماه رمضان که شياطين در قل و زنجير هستند، ولي آنها در بيرون مجلس پيغمبر و يا براي ما بيرون از ماه رمضان در کمين هستند. پيغمبر (ص) مي فرمايد: آرام آرام شياطين مي آيند از حالات خودتان پي ببريد و مواظب سقوط و صعودتان باشيد که شيطان دارد نفوذ مي کند. او ناشناخته وارد مي شود. قبلاً گفتم علائمي در ما است که تدريجاً ما عقب گرد مي کنيم. ابتداً شيطان که در او نفوذ پيدا مي کند، نسبت به معنويت مثل دعا و نماز بي اشتها مي شود و حال ندارد و به زور تکليف را انجام مي دهد. اگر خودش را مداوا نکرد بي شک در بعضي از مسائل و معارف ديني دچار شک مي شود و اگر در اين مرحله خودش را مداوا نکرد دچار سوء ظن و بدگماني مي شود که نکند اينها دروغ باشد و اگر اين را هم مداوا نکرد مرحله آخر مرگ روح است يعني کفر و اين در بعضي دعاها است که خدايا ما را طوري کن که نه دچار شک و نه دچار ريب و بدگماني و سوء ظن و نه دچار کفر شويم. اين علائمي است که شيطان بتدريج در انسان درست مي کند و آن گام به گامش انسان را تا حد کفر و بي ديني مي برد.
سوال: چکار کنيم که راههاي نفوذ شيطان را سد کنيم. چگونه با او مقابله کنيم، آيا واقعاً توان مقابله با شيطان را داريم يا نداريم؟ آيا شيطان خيلي قوي است و ما ضعيف هستيم و يا در قرآن اشاره شده است که کيد شيطان ضعيف است و ما ضعيف هستيم که شيطان بر ما تسلط دارد. مي خواهيم راههاي سلط او را ببنديم.
پاسخ: هيچوقت خداوند متعال موجودي را خلق نمي کند که انسان را به شرارت بکشد و دستش آنقدر باز باشد و از آنطرف دست انبياء خودش که نقطه مقابل رو به خير دعوت مي کنند بسته باشد و در عين حال اينکه رحمت خدا بر غضب اش سبقت دارد. اولاً اين را بدانيد که در مصاف با شيطان ما تنها نيستيم و کمکي هاي زيادي داريم و مهمترين کمکي ها خود خداوند متعال است. ان الله يدافع عن الذين امنوا (سوره حج-آيه 38): خدا مدافع آن کساني است که ايمان دارند و در مسير بندگي هستند، ولي شرط اينکه خداوند بزرگ کمک بدهد و شيطان را رد کند، اين است که انسان در مسير بندگي قرار گيرد. اين را به خود شيطان هم گفته شده است. در قرآن به شيطان ذکر شده است که تو سلطه اي بر بندگان من نداري: إن عبادي ليس لك عليهم سلطان إلا من اتبعك من الغاوين (سوره حجر-آيه 42): مگر آن گمراهاني که خودشان بدنبال تو افتادند. آن کساني که مسير و جهت درستي را ندارند و گمراه هستند، مثل کساني که در بيابان تاريکي هستند و نمي دانند کجا بروند و با هر صدايي به سمت اش مي روند. اما کسي که مسير را مي داند و خدا را مي شناسد و به سمت او مي خواهد گام بردارد، حتي اگر يک جاهايي ممکن است لغزش داشته باشد، دستش گرفته مي شود. به تعبير بعضي از روايات ما که در بحارالانوار جلد 60 آمده که وقتي شيطان گفت من از چهار طرف به سمت انسان مي روم و او را فريب مي دادم (سوره اعراب-آيه 16) يعني از پيشرو يعني آمال و آرزوها و از پشت سر يعني دنيا که بعد از مرگ او را پشت سر مي گذارد، از سمت راست يعني از سمت خوبيها و عبادات و از سمت چپ که از طريق گناهان است. ملائک به خداوند گفتند: شيطان از چهار طرف حمله مي کند، انسان چي؟ خداوند متعال فرمود: دو راه براي انسان باز است: بالا و پايين، دعا و کمک از آسمان خواستن و سجده. کسي که دستي بر آسمان بلند کند و يا سري بر زمين در مقابل خداوند متعال فرود بياورد، اين تنها نمي ماند. اين را بايد در نظر بگيريم. بعضي از عرفا حرف قشنگي دارند مي گويند شيطان سگ آموزش ديده خداست. سگ نگهبان براي غريبه ها پارس مي کنند و براي آنها که آشناي خانه هستند پارس نمي کنند. اگر کسي آشناي ولايت خدا و خانه خدا و مسير بندگي باشد و پناه ببرد، قطعاً دست شيطان به ولايت خدا نمي رسد. شيطان به سمت کساني مي رود که گمراه هستند و از شيطان تبعيت مي کنند. لذا شما تمام راههايي که در روايات و قرآن به آن اشاره شده است به نوعي پناه بردن به خداست و رفتن به حريم الهي است. گفته شده که هر جا که شيطان مي خواهد وسوسه کند، أعوذ بالله من الشيطان الرجيم بگوييد استعاذه، اين استعاذه فقط يک لفظ نيست بلکه با گفتن اين پناه به او مي برد. يک ديگر از راههاي مقابله گفتن بسم الله الرحمن الرحيم در هرکاري است که شيطان شريک نشود. در روايت داريم که در موقع غذا خوردن فرشتگان اگر مي بينند که شخص با توجه به خدا ذکر را مي گويد به شيطان مي گويند دور شو، اين سفره، سفره با برکتي است و ذکر خدا در آن شده است. اگر اينکار را نکردند به او مي گويند خبيث، با او شريک شو. يعني آن نيروي که مي خواهد از اين غذا بگيرد در راه شيطان بکار گرفته مي شود. در قرآن به شيطان گفته شده است: و شارکهم في الاموال و الاولاد (سوره اسرا-آيه 64) که شريک اموال و اولاد آنها شو. آن کساني که بي توجه به خداوند متعال هستند شيطان از اموال و اولاد و متعلقات آنها در مسير خودش بهره مي گيرد، ولي کساني که توجه به خدا دارند، اينطور نيست. يکي ديگر از چيزها نماز است که شيطان در مواقع نماز به نماز افراد را نگاه مي کند و آنکه مواظب مواقع نمازهايش است و حساسيت به نمازهايش دارد. شيطان مي بيند که او سنخيت با خودش ندارد چون خودش که بنده نيست. در روايتي از پيغمبر اکرم (ص) وارد شده که مجلسي در کتاب بحارالانوار جلد 82 دارد که فرمود: شيطان تا وقتي انساني بر نمازهاي پنجگانه اشان مراقبت دارد از او مي ترسد ولي همينکه نماز را ضايع کرد بر آن شخص جرات پيدا مي کند و او را به گناهان بزرگ مي اندازد. شخصي از امام صادق (ع) پرسيد: کي استخاره کنيم؟ امام فرمود: بهترين وقت استخاره وقتي است که در نماز به سمت خدا ايستاده ايد. دورترين وقت شيطان به انسان وقتي است که در نماز است.
يک نقطه بيش فرق رحيم و رجيم نيست، از نقطه اي بترس که شيطاني ات کنند