ملایی: آقایان، بانوان، بینندگان و شنوندگان جان، شمایی که شبکه سه سیما را الان نگاه میکنید حوالی ساعت ۱۲ و ۴۰ دقیقه تقریباً یک کمی زودتر خدمتتان رسیدیم از روزهای معمول، شمایی که شبکه ولایت یا ممکنه شبکه افق را ببینید و شنوندگان گرامی رادیو معارف، دوستان خوبم حوالی ساعت ۱۰ و ۳۰ دقیقه از این رادیو اگر صدای ما را گوش میکنید. خیلی خوشحالیم از اینکه عمرمان طولانی شد آنقدر که یک شنبه دیگر از راه برسد در ماه ربیعالاول در شب میلاد رسول الله و امام صادق علیهم الصلاة و السلام خدمت شما برسیم. و بگذارید که از عطار نیشابوری قرض بگیرم یک دو بیت و لحظههای شادمانه و این دقایق پیش رو را با هم تقسیم کنیم و مهمان آقا رسول الله باشیم انشالله.
و اما شنبه که از راه میرسد، هفته سومی است که جناب حجتالاسلام والمسلمین حاج آقای خلج عزیز اینجا هستند و داریم درباره خطبه ارزشمند امیرالمومنین خطبه همام محضرشان یاد میگیریم. بفرمایید سلام کنیم، تبریک بگوییم و دیگر برنامه را حالا اینجوری آغاز بکنیم. سلام علیکم و رحمة الله. آقا تبریک عرض میکنم پیشپیش محضر حضرت عالی و خوش آمدید.
حجت الاسلام خلج: علیکم السلام و رحمة الله و برکاته. بنده هم خدمت شما و همه بینندگان عزیز و فرهیخته برنامه سمت خدا عرض ادب و سلام دارم و میلاد خاتم الانبیا صلی الله علیه و سلم و امام بهحق ناطق جعفر بن محمد صادق علیه السلام را تبریک و تهنیت عرض میکنم. در محضر شما هستیم. دیگر بعد از اینکه حالا یک مقداری مقدماتی را در توضیح خطبه و علت نامگذاری و اینها در جلسات گذشته شنیدیم، دیگر وارد متن خطبه متقین یا خطبه همام شدهایم و داریم یاد میگیریم محضر امیرالمومنین از بیان شما.
ملایی: بله بسم الله الرحمن الرحیم.
حجت الاسلام خلج: بعد از اینکه حضرت امیرالمومنین را قسم دادند که فضائل را حضرت برایشان بفرماید، بعد از حمد و ثنای الهی و توضیحاتی که داده شد، حضرت میفرمایند که « فَالْمُتَّقُونَ فِیهَا هُمْ أَهْلُ الْفَضَائِلِ: مَنْطِقُهُمُ الصَّوَابُ». منطق از صواب. حضرت میفرمایند که متقین در دنیا اهل فضایل اخلاقی هستند و اولین فضیلتشان را حضرت میفرمایند که سخن گفتنشان راسته، خطا نیست. چند تا نکته باید عرض بکنم اینجا تا قبل اینکه بخواهیم امروز انشالله به فضل الهی و امیرالمومنین علیه السلام انشالله وارد اولین ویژگی بشیم. این هستش که حضرت فرمودند «فلمتقون فیها هم اهل الفضائل»؛ متقین در دنیا اهل فضایل هستند.
نکته اول این هستش که درباره ارزش انسان، خب اقوام و خلاصه مکتبهای مختلفی هست. آن کسانی که ارزش انسان را وحی و خلاصه آورده انبیا علیهم السلام میدانند، ارزش انسان را به فضایل اخلاقی میدانند. اما خدایی نکرده کسی بخواهد از راه فطرت دور بشود و کلام وحی و انبیا را نپذیرد، آنها ارزش انسان را دیگر فضایل اخلاقی نمیدانند، دنیا و مافیاها میدانند. یعنی الان هر کسی ثروتش بیشتر باشد، قدرتش بیشتر باشد، شهرت داشته باشد، لباس آنچنانی مثلاً گرانقیمت بپوشد، ماشین مثلاً چطور داشته باشد، فضایل اخلاقی و اینها میدانند. مثلاً بنده ساعتم مثلاً اندازه ۱۰ سال حقوق تو است، مثلاً اینطوری ارزش این میداند. من دیدم مثلاً طرف یک بندهخدایی میگفت آقا فلانی اصلاً نمیتواند ماشین منو چطور روشن کنه، هر وقت توانستی روشن کنی آن موقع باید بیا با هم بشینیم حرف بزنیم. خب آقا اینطوری باشد، اگر ارزش انسان به اینها باشد، یک شخص متقی مؤمن باتقوایی که مثلاً از نظر مادی همچین مثلاً زندگی مثلاً ثروتمندی ندارد باید ارزشش پایینتر باشد. نکته از امیر علیه السلام میخواهم بفرماید که متقین که اهل فضایل هستند و اهل رذائل نیستند، ارزش انسان را وحی و آوردههای الهی و انبیا میدانند. این یک نکته.
نکته دوم این هستش که حضرت میفرمایند که متقین همیشه اهل فضایلند. ببینید ما یک وقتی هست چون میفرماید «هم اهل الف فضائل» فقط و فقط اینها اهل فضیلت هستند، این یعنی چی؟ یک وقت مثلاً یک بندهخدایی میرود مسجد سال دو بار، سه بار، ده بار نماز جماعت میخواند، اول وقت، به این نمیگویند اهل جماعت، به این نمیگویند اهل نماز اول وقت، به این نمیگویند اهل مسجد. بنده سالی سه بار مثلاً حالا سحر بلند شود یک نماز شب بخواند، به من نمیشود بگویی اهل نماز شب. سه بار خوانده، اهلیت میخواهد. حضرت میفرماید متقین اینطوری هستند، اهل فضایلند، اهلیت دارند. یعنی همیشه این ۱۱۰ را عرض خواهیم کرد انشالله به فضل الهی همیشه اینها را دارا هستند، نه اینکه برخی اوقات داشته باشند و برخی مثلاً زمانها نداشته باشند. این هم یک نکته.
نکته سوم که میخواهم عرض بکنم بعد انشالله وارد اولین ویژگی بشیم، این هستش که یک سوال و جوابی است، میخواهم یک شبههای را حل بکنم. ۱۱۰ تا ویژگی، حالا اولیش هم مثلاً شروع میشود تا شبشان چیست، روزشان چطور است. خب خیلی سخت است. اینجا ممکنه شبههای پیش بیاید که آقا شیطان میآید وسوسه کند بگوید آقا اینها کار ما نیست، ۱۱۰ تا ویژگی مثلاً چون جلسه اول عرض کردم انشالله آن کسانی که مثل بنده هستند تا حالا طی نکردند مسیر را، از همین اول میتوانند شروع کنند، دونهدونه هر جلسه دو تا سه تا از این ویژگیها که عرض میکنیم را در خودمان پیاده کنیم تا آخر خطبه. میگویند آقا مثلاً یک چند وقت طول بکشد. میگوییم آقا چقدر مثلاً فضایل به دستمان آمد. الان شیطان میآید وسوسه میکند میگوید آقا شما گذشته، دیگر سن شما یاری این حرفها را نمیکند. خود همام طاقت نیاورد مثلاً آخر خودرو، مثلاً جان به جانآفرین تسلیم کرد یا مثلاً برای برخی از اولیای خداست که میتوانند این ۱۱۰ تا را داشته باشند، هم اهل الفضائل همیشه اینطوری هستند. یا ممکنه مثلاً شیطان یک وسوسه دیگر برای جوانها داشته باشد: حالا وقت هست، حالا فعلاً میشنویم خطبه را، تمام شد حالا سال بعد انشالله شروع میکنیم. اینجا شیطان وسوسه میکند. باید عرض بکنیم که نباید به این وسوسهها انسان گوش بدهد. چرا؟ اولاً که فرصت آنقدر کوتاه است، کسی نمیداند چه موقع از این دنیا خواهد رفت، یک ثانیه دیگر، دو دقیقه دیگر، یک روز دیگر، چقدر وقت داریم که تمرین کنیم این فضایل را؟ از همین الان شروع کنیم، این مشخص نیست. این اولاً. ثانیاً بسیار جوانهایی بودند، میانسالهایی بودند که از دنیا رفتند به سن بالا هم نرسیدند. بله، پس گول نخوریم، فریب شیطان را نخوریم. ثالثاً هر چه سن انسان سختتر، کار هر چه انسان زودتر شروع کند راحتتر میتواند این فضاها را در درون خودش پیاده کند. و رابعاً چهارم اینکه اگر قرار بود برخی از اولیای خدا این مقامات را داشته باشند، خب چون باید شیطان اینطوری وسوسه میکند، دیگر مال بعضیهاست، همه که نمیتوانند اینطوری ۱۱۰ تا را داشته باشند. که اگر برای بعضیها بود مثلاً مثل همام و سلمان و ابوذر، دیگر حضرات معصوم اینها را نمیفرمودند. که اگر میفرمایند برای هدایت بشریت آمده، یعنی همه میتوانیم. مثل بنده تا حالا حرکت نکردم میگویم آقا برای ماها نیست، نخیر پس برای همه هست. این نکتهای که باید عرض میشد در اینکه فَالْمُتَّقُونَ فِیهَا هُمْ أَهْلُ الْفَضَائِلِ: مَنْطِقُهُمُ الصَّوَابُ.
سه تا نکته عرض کردیم اما در باب معنی اهل. بله، هم باید اهلیت داشته باشند هم فضیلت دارند و اینکه چهارم هم سوم هم که یک اما الحمدالله وارد بشیم انشالله از این جلسه اولین ویژگی متقین: گفتار صحیح. حضرت میفرماید «منطقهم الصواب». صواب با صاد نه با سه نقطه که به معنای اجر و پاداش است. صواب با صاد به معنای هر چیزی که در مقابل خطاست، یعنی هر چیزی که خطا نباشد، غلط نباشد، به آن میگوییم صواب. بله با صاد یعنی آن چیزی که حق است. میفرمایند «منطق» یعنی گفتار. گفتار متقین صواب است، خطا نیست، حق است. در یک کلمه بخواهیم خلاصه کنیم یعنی آنجایی که باید حرف بزنند حرف میزنند و میدانند چگونه حرف بزنند. آنجا هم که نباید حرف بزنند سکوت را ترجیح میدهند، ترجیح میدهند. این هم یک نکته که لغت را عرض کردیم که چیست.
نطق، آقای ملای یکی از نطق و بیان جانتان بیبلا، یکی از بالاترین و باعظمتترین نعمتهای الهی است که خدای متعال به انسان داده. در سوره الرحمن آیه ۱ تا ۴ میفرماید: «الرحمن» «علم القرآن» «خلق الانسان» «علمه البیان». بیان خیلی عجیب است، میگوید خدا به شما بیان یاد داد، گفتار یاد داد. خب ما شاید یکی به ذهنش بیاید آقا این همه مثلاً ویژگی از اول امیرالمومنین میان سراغ حرف زدن متقین، حرف زدنشان صواب است، خطا نیست، حق است. چه ویژگی دارد؟ مثلاً خب یکی که بزرگترین نعمت است که خدای متعال «علم البیان». ببینید بعد از خلق انسان نمیفرماید مثلاً ما چه چیزی بهش دادیم، میگوید علم بیان، چون نعمت بزرگ است، چون باعظمتترین نعمت که اول خلقت خدا هم که ما را خلق کرده وجود داده خودش یک نعمت بزرگ، دومین نعمت «علمه البیان» به شما بیان داد، گفتار یاد داد. هر جا نعمت بزرگ بود در کنارش خطر بزرگی هم آرمیده. مثل این قلههایی که آدم بالا میرود، هر چه آدم بالاتر میرود خب خطر سقوط بیشتر و آن ارتفاعی هم که هست بیشتر خواهد شد. لذا زبان یک ویژگی خیلی خاصی دارد، با همه یعنی جرم کوچکی دارد ولی میتواند جرمهای بزرگی را رقم بزند. چرا من میخواهم علت کثرت خطرات زبان را عرض بکنم؟ چون خیلی ویژگی مهمی هم زیاد دارد. آدم با زبان میتواند خیلی جاها برسد، اما از آن طرف عرض کردم ما خطرات زیادی هم دارد. پنج تا علت را هم میخواهم عرض بکنم، حالا علتهای دیگری هم دارد که چرا خطرات زبان زیاد است.
کثرت خطرات زبان: اولیش این است که در اختیار انسان است، راحت هر انسانی در هر زمان و هر مکانی بخواهد ابزار گناه را دارد. بعضی از گناهها اینطوری نیست، احتیاج دارد، میخواهد جام میخواهد، باید زنگ بزند، مهیا کند. اما ابزار گناه در اختیار انسان است، در هر زمان و مکانی زبان در اختیار ماست، گفتار در اختیار ماست، لذا خطرش بیشتر است. چیزی که همیشه در دسترس باشد در هر زمان و مکان، خب چون با زبان گناهان زیادی میشود انجام داد، لذا ابزارش فراهم است، در اختیار همه است، در هر زمان هر مکان. این یکی لذا کثرت خطراتش بیشتر است. درسته.
دوم اینکه بیهزینه است. زبان هزینه ندارد. بعضی گناهها باید هزینه کنیم، باید پول بدهید، جا بگیرید، رزرو کنید، بخرید، ببرید، بیاورید. زبان اینطوری نیست، بیهزینه است، هر کسی دارد، هر وقت شروع کند میتواند شروع کند صحبت کردن، حالا یا به سمت خوبی یا به سمت بدی. بیهزینه است، هزینه ندارد. مثل برخی از گناهان نیست که انسان باید وقت بگذارد، مالی خرج کند، مثلاً نفراتی باشد. این هم دو.
سومین دلیل کثرت خطرات زبان این است که قبحش پیش مردم ضعیف است. برخی از گناهها قبحش خیلی قوی است پیش مردم، بگذار سمتش، انجام نمیدهند، نمیروند انجام بدهند. به ما بگویند آقا شما مثلاً عریان بیایید در ملأ عام راه بروید، آقا من عریان ابداً این کار را انجام نمیدهم، زشت است، لخت است. مثلاً کسی میخواهد بیاید چون قبح دارد، انسان انجام نمیدهد. شاید برخیها بروند انجام بدهند مثلاً که مثلاً دیگر پرده حیا را دریده باشند. اما یکی از دلایلی که کثرت گناه زبان زیاد است و از ضمیر اولین ویژگی را میفرماید که متقین زبانشان در اختیار خودشان است، خطا صحبت نمیکنند، حق صحبت میکنند، به خاطر این است که قبحش پیش مردم ضعیف است. چیز خاصی جمع میشود، مثلاً غیبت میکنیم، دروغ میگوییم، تهمت میزنیم، توی جمعی هستیم یکی را مسخره میکنیم، مثلاً یا مثلاً یکی مثلاً یک عیبی دارد یا مثلاً یک لباس مثلاً دست میگیریم، یک چیزی میگوییم میخندیم. نگاه کنید است، قبحش اندازه آن عریان شدن را ندارد، لذا خطراتش بیشتر است. حتی یک از آن عریان شدن مثلاً چند پله. یک مثال آقا بگو به ۲۰ نفر آدم بگو یک سیلی بزنید به این آقایی که اینجا ایستاده، از این ۲۰ تا ۱۹ تا و نصفشان نمیکنند، میگویند آقا این چه کاری است. اما به زبان ریخته شده، این سه تا.
چهارمیش این است که ابزاری است زبان برای گناهان متنوع. این خیلی مهم است. ما مثلاً خب حالا مثلاً یک ابزاری است یک برای گناه خاصی، اما زبان ابزاری است برای گناهان متنوع. در روایت داریم که امام سکونی از امام صادق علیه السلام، من چون در آستانه میلاد پیامبر و امام صادق علیهم السلام هستم، روایت طوری انتخاب کردم که از هر دو بزرگوار باشد که انشالله بتوانیم بهرهمند بشیم سر سفرهشان. خیلی سکونی از امام صادق و امام صادق و پیغمبر میفرمایند که «یعذب الله اللسان به عذاب لا یعذب به شیء من الجواره». خدای متعال زبان را عذابی میدهد که هیچ کدام از جوارح را اینچنین عذابی به آنها نمیدهد. عذاب خیلی سخت. آقا دست است، پا است، شکم است، فرض است، عقل است، گوش است. زبان چرا؟ زبان میگوید در قیامت خب چون اینها نطق دارند، اینها از خدای متعال سوال میپرسند: ای رب، ازبتی به عذاب لم یعذب به شیا، منو عذابی کردی که بقیه را همچین عذابی نکردی؟ علتش چیست؟ زبان میگوید بله. میگوید چرا من اینطوری به این شدت؟ خدای متعال میفرماید که «فقال له»، گفته میشود بهش: «خرجت منک کلمة» یک کلمه گفتی، اما «بلغت مشارق الارض و مغاربها». یک کلمه گفتی به شرق و غرب عالم رسید. الان بخواهیم بگوییم یعنی پخش شد، شایع شد. یک کلام گفتی، یک حرف زدی، در عالم پیچید، در یک محله پیچید، در یک شهر پیچید. با پیچیدن و فاش شدن یک خونی ریخته شد یا آبرویی ریخته شد، یک حریم کسی شکسته شد. گناه تو گناه کوچکی نیست. ببینید یک کلمه است اما باعث قتل نفس میشود، باعث بیآبرویی کسی میشود، عرض و حرمت کسی از بین میرود، کسی بیکار میشود، طرف از خانهاش دیگر نمیتواند بیرون بیاید، آبرویش را میبرد. لذا خدای متعال میفرماید: «و عزتی و جلالی»، به عزت و جلالم تو را عذابی میکنم که «لاعذب به شیء من جوارح»، عذابی تو را میکنم که هیچ کدام از جوارح دیگر را همچین عذابی نمیکنم. پس ابزاری است برای گناهان بسیار.
و پنجمین نکته به خاطر اینکه کثرت خطرات این زبان برای چیست، این که گناهان زبان غالباً جنبه اجتماعی دارد. یک وقت بنده مثلاً یک کسی هست یک جا مثلاً غنا گوش میدهد یا مثلاً میکند یک چیز شخصی است، اما گناه زبانش جنبه اجتماعی دارد، لذا شیوع دارد، لذا خطراتش هم بیشتر است.
این حالا منطق این تا اینجا.
ملایی: خیلی ممنونم تا اینجای کار. حاج آقای خلج عزیز، محضر قرآن کریم مشرف بشیم، برگردیم و بیایم و زمان را حسابکتابی کنیم ببینیم موضوع از چه قرار است. ثواب تلاوت آیات قرآن کریم سوره مبارکه مریم صفحه 308 تقدیم به حامل وحی، تقدیم به امین وحی، تقدیم به آقا رسول الله و تقدیم به فرزندان نبی مکرم اسلام با یک صلوات.اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم.
صفحه308 قران کریم
از فرصت استفاده کنم قبل از اینکه حاج آقای خلج عزیز و نازنین مباحث خودشان را در مورد خطبه همام پی بگیرند، یک هدیه خدمتتان معرفی بکنم این ایام و بعد انشالله برویم برای ادامه بحث. روی جلد کتاب را اگر نشان بدهند، من در ضمنش توضیح میدهم برایتان که این کتاب متعلق به یعنی به قلم حجتالاسلام والمسلمین استاد عابدینی عزیزمان هست. «وحدت و ولایت» کتابی است که به مناسبت این ایام خدمتتان معرفی میکنیم. «وحدت و ولایت» را من بخواهم معرفیاش کنم یک مقداری که شما روی جلدش را بیشتر ببینید و با این تصویر آشنا بشوید. برای دریافتش اولاً اینکه چهجوری تهیه کنید: عبارت کتاب ۳۳ پیامک بفرمایید، عبارت کتاب را به ۲۰ هزار ۳۰۳ پیامک بفرمایید. دوستان ما راهنماییتان میکنند که چطور این کتاب را تهیه کنید. این هم روی جلد کتاب «وحدت و ولایت» نوشته استاد عابدینی عزیز و بزرگوار که هر کجا هست خدایا به سلامت دارد. چهارشنبهها میدانید که خدمت حاج آقای عابدینی هستیم. و اما اینکه موضوع کتاب چیست، اینها چند جمله خیلی سریع بگویم خدمت حاج آقای خلج: وحدت به عنوان حقیقتی اصیل در نظام هستی، عامل اساسی اقتدار و انسجام جامعه است. در نقطه مقابل، اصلیترین نقشه شیطان و دشمنان همواره بر هم زدن ولایت است، بر هم زدن وحدت است، تا جایی که تفرقه و تشدد مهمترین ابزار آنان برای فروپاشی جامعه اسلامی محسوب میشود. بر این اساس شناخت جایگاه تکوینی وحدت، درک چگونگی شکلگیری اتحادیه پایدار اجتماعی و آگاهی از ترفندهای تفرقهافکنانه دشمن اهمیتی حیاتی دارد. کتاب حاضر تلاش میکند تا با تکیه بر آموزههای قرآن و آیه «و حبل الله جمیعاً ولا تفرقو» این مفهوم را تبیین کند و تشریح کند. عبارت کتاب بفرستید به ۲۰۳، «وحدت و ولایت» حاج آقای عابدینی را بگویند رفقا چه جوری میتوانید تهیه بفرمایید.
آقا ببخشید، خواهش میکنم.
حجت الاسلام خلج: در خدمتم. اولین ویژگی پس این است که «منطقهم الصواب»؛ گفتار صحیح. اولین ویژگی متقین است، یعنی گفتارشان خطا نیست، مطابق با واقع است و حق است. آنجا که باید صحبت کنند صحبت میکنند، آنجایی که نباید صحبت کنند نمیکنند و سکوت میکنند. من میخواهم یک ۱۰ مورد ۱۲ مورد از قرآن عرض بکنم به عنوان نمونه که گفتار صواب یعنی چی؟ اگر زبان را ما در اختیار بگیریم بسیاری از کارها حل میشود. در کتب اخلاقی برای گناه ۳۰ تا، برای زبان ۳۰ تا گناه ذکر کردند، برخی ۱۲۰ تا، برخی ۲۰۰ تا به یعنی با واسطه. پس عرض کردم جرم کوچکی دارد ولی جرم بزرگبزرگی دارد که روایت از امام صادق و نبی مکرم عرض کردم خدمتتان.
اما برویم فرهنگ گفتگو در قرآن و روایات معصومه چطور است؟ منطق صواب یعنی چی؟ آقا بنده خوشحال هستم. خب در خوشحالی باید چطور صحبت کنم؟ چون خوشحال هستیم، جشن است، باید همه چیز بگوییم؟ نه، پیغمبر فرمودند که «یقول» من مزاح میکنم اما «ولا قول الا حق». مزاح میکنم، خوشحالی میکنم ولی غیر حق چیزی من نمیگویم. یک شخصی آمد پیش امام صادق علیه السلام، حضرت فرمود: «کیفهم بعضا» چطور با هم شوخی میکنید؟ گفت آقا ما شوخی نمیکنیم، ما شیعه هستیم، جز متقین هستیم. حضرت فرمود این چه حرفی است؟ نبی مکرم هم مزاح میکردند و برادرشان را خوشحال میکردند ولی غیر حق چیزی نمیگفتند. وقتی خوشحال هستیم حرف بزنیم گفتار صواب این است که حرف بزنیم ولی غیر حق نگوییم. وقتی عصبانی هستیم اینجا ما چطور حرف بزنیم؟ خب پیش میآید دیگر آدم عصبانی است. اینجا هم باید همینطوری صحبت کند ولی غیر حق چیزی نگوید، استهزا نکند، فحش ندهد، دشنام ندهد. این میشود صواب، این میشود منطق صواب یعنی کلامی که گفتار صحیح است.
مورد سوم که میخواهم عرض بکنم خدمت شما این هستش که با فرزندانمان چطور حرف بزنیم؟ متقین «منطقهم الصواب»، با فرزند باید چطور حرف بزنیم که سخن حق باشد، خلاف نباشد، خطا نباشد؟ ما غالباً حدیث کسا میخوانیم، اینها باید خورده شود. وقتی حسنین علیهم السلام میشود صدیقه طاهره، ببین چه جوری صدا میزنند: «یا ثمرته فوؤادی»، «یا قرة عینی»، ای میوه قلبم، ای نور چشمم. ببینید فرزند بخواهیم صدا بزنیم، گفتار صواب این است که قربان صدقه فرزند باید برویم. الان حضرت ابراهیم علیه السلام میخواهد سر حضرت اسماعیل را ببرد به دستور خدای متعال. قرآن میفرماید که اینطور میفرماید: «یا بنی انی اری فی المنام انی اذبحک فنظر ماذا تری» صافات آیه ۱۰۲. نمیفرماید ای پسرم خواب دیدم دارم سرت را میبرم، نظرت چیست؟ میفرماید «یا بنیه». ما در ادبیات آقای ملای عزیز یک بابی داریم به نام باب فعیل، بهش میگویند باب تصغیر. دو جا به کار برده میشود: یک جا بخواهم به کسی اهانت کنند از این بابت استفاده میکنند میگویند «رجیل» بدو دنبال کارت، بچهای بدو ببینم. اما جای دوم اگر کسی خیلی محبوب باشد، عزیز باشد بر وزن فعیل به کار میبرند. نمیفرماید «یا ابنی» من خواب دیدم، میفرماید «یا بنی» ای پسر عزیزم، قشنگم، فدات شوم، خواب دیدم خدای متعال در سوره دارد سرت را ببرم، نظرت چیست؟ حضرت اسماعیل چه میفرمایند؟ «یا الماتمر اون س انشالله من الصابرین». یا مثلاً حضرت یعقوب علیه السلام میفرماید: « قَالَ يَا بُنَيَّ لَا تَقْصُصْ رُؤْيَاكَ عَلَىٰ إِخْوَتِكَ فَيَكِيدُوا لَكَ كَيْدًا ۖ إِنَّ الشَّيْطَانَ لِلْإِنْسَانِ عَدُوٌّ...». حضرت یعقوب از یوسف میفرماید ای پسر عزیزم، قشنگم، فدات شوم، خوابت را به برادرانت نگو، یک وقت حسادت بهت میکنند، این نعمت را نگو. ببینید گفتار، آن عشق و ارادت. امام حسین ۵۸ ساله با حضرت زینب ۵۴ ساله، ببینید خواهر عزیزم، فدات شوم، قربانت بشوم، هستی حسین عشق میشود. بله این طرز صدا زدن است. خب اگر کسی فرزندش را اینطوری صدا بزند، ببینید این گفتار منطق صواب یعنی با فرزند چه جوری صحبت کنیم؟ با محبت. مثلاً علی آقا، معصومه خانم، نرگس خانم، ببینید زهرا خانم چقدر آدم باادب وقتی صدا کند، مثلاً فاطمه جانم، حسین جانم. ببینید این محبت ایجاد میکند دیگر، این منطق صواب است، منطقی که یعنی گفتار صحیح.
مورد بعدی: با پیامبر و انبیا و اهل بیت چه جوری باید صحبت بکنیم؟ آقا این هم منطق میخواهد. بله مگر مشرف نمیشویم حرم امام رضا، نمیرویم مکه و مدینه، نمیرویم؟ مگر در خانهمان میخواهیم زیارت بخوانیم، چه جوری باید صحبت بکنیم؟ بعضی آدم در این حرمها شروع میکنند یکهو داد زدن، حال خوشی هم دارد البته، گریه دارد میکند، حال معنایی بهش دست داده، حاجتی دارد یا میخواهد عرض ارادت کند، نباید داد بزنیم. منطق صواب متقین یعنی گفتار صحیحشان با حضرات معصومین و پیغمبر این است که باید آهسته صحبت کنند. سوره حجرات، سوره حجرات آیه دو: «یا ایها الذین آمنوا» ای اهل ایمان لبیک، «لا ترفعوا اصواتکم فوق صوت النبی» صدایتان را به صدای پیغمبر بلند نکنید، «ولا تجهروا له بالقول» با صدای بلند صحبت نکنید، «کجهر بعضکم لبعظم» همانطور که برخی برخی را صدا میکنید. که همین آیه را موقع تشییع جنازه امام مجتبی علیه السلام وقتی آمدند خب حمله کردند به تابوت حضرت و تشییع جنازه را به هم زدند، امام حسین همین آیه را خواندند استشهاد کردند، فرمود صدایتان را روی صدای پیغمبر بلند نکنید. پیغمبر و امام معصوم زنده و مردهاش یکی است، هر چیزی که در حال زنده بودنشان در حیات مادی حرام است، الان هم حرام است. در این حرمها داد زدن منطق صواب نیست، آدم باید آهسته صحبت کند. این هم یک مورد.
مورد بعدی: با سائل و نیازمند. یکی هم ما درخواستی دارد، کمک میخواهد، حالا یا مثلاً بیرون میبیند یا فامیل است، پولی میخواهد، کمکی میخواهد، حالا من نمیتوانم کمکش کنم، مثلاً دستش را بگیرم. با سائل و نیازمند منطق صواب چیست؟ منطق و صواب گفتار صحیح چیست؟ بگویم گردن کلفت کردی خودت برو کار کن، به من چه ربطی دارد، هر وقت گیر میکنی در خانه ما؟ خدای متعال در سوره اسرا آیه ۲۸ میفرماید پیغمبر: «و اما تعرضن عنهم ابتقاء رحمة من ربک ترجوها». میآمدند پیش پیغمبر، پیغمبر نداشتند کمک کنند اما به امید رحمت پروردگار بودند، میگوید میان پیشت نمیتوانی کمک کنی، امیدت به ماست که مثلاً ما کمکت کنیم تا به مردم بدی. مردم اینطور حرف بزن با سائل و نیازمند: «فقل لهم قولاً میسورا» با آنها با یُسر صحبت کن، با آرامش صحبت کن. که در روایت دارد وقتی پیش پیغمبر میآمدند نمیتوانست پیغمبر یا برایش مقدور نبود کمک کند، فرمودند: «یرزقن الله و ایاکم» انشالله خدای متعال کمک کند. با سائل و نیازمند هم گفت منطق صواب، قول میسور است.
مورد بعدی: با والدین. با والدین صحبت کنیم، این عزیزان خیلی توجه بکنیم. برخی اوقات ما گرفتاریهایمان به خاطر این است که بلد نیستیم چه جوری صحبت کنیم، منطق صواب نداریم، چاله در زندگیمان میافتد. میگوید حاج آقا چرا عمرم اینطوری شد، روزقم چرا اینطوری شد، داشت درست میشد و خراب شد، اولاددار چرا نمیشناسم، خانمم چرا با پدر مادر بلد چه حرف بزنی؟ سوره اسرا میفرماید: « وَ قَضی رَبُّکَ أَلاَّ تَعْبُدُوا إِلاَّ إِیَّاهُ وَ بِالْوالِدَیْنِ إِحْساناً إِمَّا یَبْلُغَنَّ عِنْدَکَ الْکِبَرَ أَحَدُهُما أَوْ کِلاهُما فَلا تَقُلْ لَهُما أُفٍّ وَ لا تَنْهَرْهُما وَ قُلْ لَهُما قَوْلاً کَریماً . میگوید وقتی پیر شدند: «اما یبلغن عندک الکبر احدهما» حالا همش من باید بروم نان بخرم، همین میگوید «اه» همش من بروم، چرا مثلاً به فلانی نمیگویی؟ باز بلند میشود میرود میخرد، ولی همین گفتم، به این میگویند «اوف». بعد فرمود: «و لا تنهرهما» بلند نکن، «و قل لهما قولاً کریما». منطق صواب، گفتار صحیح با پدر و مادر این است که با آنها کریمانه صحبت کن، با احترام صحبت کنید، عزت پدر و مادر حفظ کن. این منطق صواب است. هر کسی با هر کسی میافتد باید بلد باشد چه جوری با او صحبت کند. متقین بلدند.
مورد بعدی: با گناهکار. آقا من با گناهکار روبرو شدم، چجوری باید با او صحبت کنم؟ دیگر بالاتر از فرعون داریم مگر؟ میگفت «انا ربکم الاعلی». منطق صواب این است: خدای متعال به موسی و هارون علیهم السلام میفرماید: «اذهبا الی فرعون» بروید پیش فرعون، «تقا طغیان ربکم الاعلی» «وقولا له قولا» با زبان نرم با او صحبت کنید. اگر با زبان نرم صحبت کنی «لعله یتذکر او یخشی» متذکر شود یا قلبش برگردد. این طرز صحبت با گناهکار، ببین با نرمی.
با منافق باید چطور صحبت کنیم؟ باید ما مثلاً یک جوانبی را لحاظ کنیم، نه دلش نشکند، این حرفها نیست. منطق صواب سوره نساء آیه ۶۳، قبلی هم سوره طاها بود ۴۳ تا ۴۴. با منافق، خدای متعال: «الائک الذین یعلم الله ما فی قلوبهم» خدا میداند در دلهای اینها چیست، پیغمبر «عنهم» از آنها اعراض کن، برگرد ازشان «و اذهم» و موعظهشان کن، چون در جامعه دارند زندگی میکنند، «و قل لهم فی انفسهم قولاً بلیغا» بدون تعارف با آنها صحبت کن، رسا و رک با آنها صحبت کن. ببینید منطق صواب، گفتار صحیح با منافق این است که باید اعراض کنی ازش، موعظهاش کنی.
و خدمت شما، جاهل و نادان. رانندگی میکند شروع میکند آقا بابا تو داری یک طرفه میآیی، با این باید چه جوری صحبت کنم؟ من میفرماید: «اذا خاطبهم الجاهلون قالوا سلاما» نه اینکه بهش بگوییم سلام علیکم، یعنی سلامت بگذر، تو مثل او نباش. بعضی دیگر میگوید این را بگویی، این را گفتی، حالا ببین من چهار تا بهت میگویم. ببینید با جاهل و نادان، کسی که نادان است، باید قول، قول شما گفتار صحیح منطق صواب این است که باید قول سلامت باشی، سلامت بگذریم. این هم یک مورد.
مورد بعدی عرض بکنم خدمت شما: با خدای متعال چه جوری صحبت کنیم؟ آقا با خدا باید صحبت کنیم دیگر، دعا میخواهم بخوانم. اینجا هم نباید داد بزنیم. سوره اعراف آیه ۲۵: «واذکر ربک فی نفسک» خدا را در نفس بخوان، «تضرعاً» با تضرع، با زاری، با ناله، «و خفیةً» با ترس، «و دون الجهر من القول» صدایت آنقدر بلند نباشد، داد بزنی. خدا که دور نیست که نزدیک است. « بِالْغُدُوِّ وَ الْآصَالِ » «و لا تکون من الغافلین». بعضیها داد میزند خدایا نه، حضرت موسی ارزش خدا: خدایا دوری، عقری، اگر دوری نگات کنم. من خدای متعال من نزدیکم.
مورد آخر را عرض بکنم تقدیم شما بکنم: با کفار، با کسی که مذهب شما با مذهب ما نمیخواند، مدل زندگیشان، سبک زندگیشان مثل ما نیست، اعتقاداتشان با اعتقادات ما نمیخورد، با اینها ما چجوری حرف بزنیم؟ منطق صواب متقین با اینها چیست؟ گفتار صحیح که حق باشد، خطا نباشد، میگوید به آنها فحش ندهید، مقدساتشان را بیاحترامی به آنها نکنید. چرا؟ میگوید با آنها حرف بزن ولی بیاحترامی نکن، چون اگر بیاحترامی کنی، آنها به مقدسات شما توهین میکنند. در سوره انعام آیه ۱۰۸ میفرماید: «و لا تصب الذین یدعون من دون الله» آن کسانی که خدا را قبول ندارند، کفار هستند یا مذهبشان به ما نمیخورد، به آنها فحش ندهید، «فیسبوا الله عدوا بغیر علم» مقدسات شما، خدای شما را آن هم فحش میدهند، ائمه شما را آنها را فحش میدهند. یعنی گفتار صحیح این است که میگوید توهین به مقدساتشان نکنید تا توهین به مقدسات شما نکنند. این دوازده مورد، ۱۱ مورد که خدمت شما عرض کردیم.
ملایی: بسیار زمان داریم، همچنان اگر بخواهید وارد…
حجت الاسلام خلج: آره فقط من یک اجازه بفرمایید، یک تغییر ذائقه بشود، یک دو تا نکته را با بله بفرمایید عزیزان مطرح کنم و دوباره برگردم.
ملایی: به من بگویند در این فرصت چقدر زمان داریم؟ نمیدانم. عضو کانال ما هستید یا نیستید در ایتا یا پیامرسانهای دیگر، اما در کانال همین بحثی که الان حاج آقای خلج داشتند، مثل خیلی از اطلاعرسانیها، آقا منطق الصواب با صاد، حرف زدن با گروههای مختلف آدمهای مختلف، این را در کانال رفقای ما خواهند گذاشت. در مورد رد مظالمی که در ماه ربیعالاول تا ۲ میلیون تومان اجازه گرفته شده، توضیحات مفصلی آنجا هست، میتوانید مراجعه بفرمایید. و یک نکتهای هم در مورد فرزندان غدیر عرض میکنم: طرحی که خدا را صد هزار مرتبه شکر، برنامه سمت خدا متولیاش است و شماها پیش میبرید. دو گروه درگیرش میشویم: طرح فرزندان غدیر، طرح حمایت از زوجهایی است که دارند ناباروری را درمان میکنند. بنابراین شما زوجهای بزرگواری که در این مسیر هستید، از امروز تا دوشنبه به برکت نام پیامبر خدا و امام صادق علیهما السلام وقت دارید مراجعه کنید برای ثبتنام، بیایید مراجعه کنید بگویید آقا من به تسهیلات نیازمندم، انشالله اقدام در حد توان برنامه برایتان انجام میشود. ما هم که دوست داریم کمک کنیم به این ماجرا، لطفاً بیایید پای کار و عدد ۱۸ را به نشانه هجدهم ذیالحجه از همان اول بفرستید به ۲۰۳۰۳، یعنی میخواهیم به طرح فرزندان غدیر کمک کنیم.
برویم خدمت حاج آقای خلج، یکی دو دقیقه زمان و انشالله نکات پایانی.
حجت الاسلام خلج: بله، من در این یکی دو دقیقه میخواهم از فرصت استفاده کنم، راههای درمان بیماریهای زبان را عرض بکنم که چه جوری به منطق صواب برسیم. مواردش را در قرآن عرض کردم، یکیش همین مواردی که عرض کردم در قرآن و روایات ببیند که حضرات معصومین و خدای متعال با افراد مختلف گفته چطور باید صحبت بکنیم. با سائل چطور، با منافق چطور، با فرزند چطور، با پدر و مادر چطور، من برخیاش را عرض کردم. ولی اینجا نوشته زیاد دارم. این بخش یک راهش این است که قرآن به روایات و آیات قرآن که منطق صواب را بپرسیم از علما بپرسند: آقا من میخواهم مثلاً با کودک صحبت کنم، منطق صواب چیست؟ این یک. مثلاً با منافق چطور، با فرزند چطور، مثلاً با اهل بیت چطور. این یک راه.
راه دوم این هستش که حواسمون باشد باید جواب پس بدهیم. این انسان منطقش صواب باشد، منطق حق باشد، خطا نباشد، یعنی چی؟ حواسمان باشد باید جواب پس بدهیم. الان دارم فیلمبرداری میکنند، برنامه دارد ضبط میشود، خیلی از بینندگان عزیز دارند میبینند، خب خیلی الفاظ به ذهن بنده میآید. بنده و شما الفاظی را استخدام میکنیم که پسفردا باید جوابگو باشیم. پخش میشود، اینطوری گفتی. اگر ما بدانیم خدا میبیند، میداند، ضبط میشود، اینها یک روزی باید جواب پس بدهم، چرا با پدرت اینطوری حرف زدی، چرا با مادرت چرا فرزندت را اینطوری در جمع صدا کردی خراب شد، چرا مثلاً با یک سائل که آمد قول منصور بهش نگفته بود گردن کلفت کردی، مثلاً به من ببینید. قرآن در سوره قاف آیه ۱۸ میفرماید: «ما یلفظ من قول الا لدیه رقیب عتید». هر کلامی که شما بگویید، کنارش یک ملکی است. حالا من دیدم بعضی بزرگان میگویند رقیبات، دو تا ملکند، نه یک ملک. ملکی که رقیب، گردن کشیده مراقب، عتید، آماده است، هر چه بگویی ضبط میکند و یک روز جلوت میآورند میگوید اینجا گفتی دل بنده خدا را شکستی. یک حرف تو باعث شد، آمده بودند خواستگاری، مثلاً خب نمیخواهی جواب بدهی، نگو. بعضی وقتا یک چیزی هم نمیگوییم ولی اگر ۱۰۰ تا میگفتیم بالاتر بود. میگوید آقا آقای فلانی چطور است؟ میگوید من چیزی نمیدانم، بگذارید من حرف نزنم. آقا کاش میگفتی اینطور که شما گفتی، سیبش بیشتر آسیب. اگر من بدانم اینها را ضبط میکنند، پسفردا باید جواب پس بدهم، باعث میشود انسان منطق صواب داشته باشد. انشالله خدای متعال به همگی توفیق بدهد انشالله اولین ویژگی که گفتار صحیح است، انشالله دارا باشیم.
ملایی: سلامت باشید و عیدتان هم مبارک باشد. عید شما مبارک باشد، عیدیمان باشد دیگر. انشالله بعداً ببینیمتان. انشالله ما در محضر شما هستیم. خیلی متشکرم از شما هم سپاسگزارم.
بینندگان و شنوندگان عزیز، این واژه منطق و الصواب با صاد، مرا برد سمت یک شعر عربی، یکی دو بیتش را بخوانم و انشالله اینجوری محضر امام صادق علیه السلام و فرزندان رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم ارادت ورزی کنیم.
گفت که به آل محمد مبارکتان باشد میلاد فرزند رسول خدا و رسول الله. تا سلامی دوباره در پناه حق باشید و باشیم و فعلاً خدانگهدار